حسن سيد اشرفى
408
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
381 - اصل ترجيح اشتراك معنوى بر حقيقت و مجاز به چه معنا بوده ، دليل آن چيست و براى اثبات كدام قول به هنگام شكّ در موضوع له مشتق به كار مىرود ؟ ( توضيح اصل از خارج ) ج : عدهاى خواستهاند براى اثبات قول به وضع اعم در مشتقّات به اصل ترجيح اشتراك معنوى بر حقيقت و مجاز تمسك كنند . يعنى در مواردى كه شكّ در موضوع له الفاظ مىشود ، امر داير بين اشتراك معنوى و بين حقيقت و مجاز بوده و شقّ سوّمى ندارد . در مشتقّات نيز بههمينصورت است . زيرا شكّى نيست كه مشتقّ هم در متلبّس به مبدأ و هم در منقضى از مبدأ استعمال شده است . حال دوران بين اين است كه بگوئيم ؛ در متلبّس به مبدأ حقيقت بوده زيرا براى آن وضع شده و در منقضى از مبدأ مجاز است . يا گفته شود ؛ براى اعمّ از متلبّس و منقضى وضع شده به اشتراك معنوى و استعمالش در هر دو به نحو حقيقت خواهد بود . اين گروه مىگويند ؛ وقتى امر دائر بين قول به اشتراك معنوى و بين حقيقت و مجاز باشد ، اشتراك معنوى رجحان دارد . زيرا غلبه در وضع الفاظ ، با اشتراك معنوى بوده . و تمام اسماء اجناس ، وضع شدهاند به اشتراك معنوى و اين نوع الفاظ يعنى اسماء اجناس كه وضعشان به اشتراك معنوى بوده ، غالب در الفاظ و وضع در در آنها مىباشد . بنابراين ، به دليل غلبه بايد گفت : مشتقّات وضع شدهاند به وضع اشتراك معنوى براى معناى اعمّ .
--> - مجازى يعنى رجل شجاع را ، گفته مىشود ؛ اصل ، معناى حقيقى است . ولى در مشتقّ ، شكّ در مراد متكلّم نيست بلكه شكّ در موضوع له لفظ مىباشد كه آيا مشتق ، وضع براى اعمّ بوده و يا صحيح و عقلا در شكّ در موضوع له الفاظ هيچوقت به اصل ، تمسّك نمىكنند . پس دليلى كه عبارت از بناى عقلا باشد براى تمسّك به اين اصل و معتبر بودنش وجود ندارد . بلكه دليل بر عدم اعتبار آن بوده زيرا عقلا در تعيين موضوع له الفاظ تمسّك به اصل نمىكنند .